بیست و نُه. «اوست آن پادشهِ آگهِ دانا» «لوح احمد» این کبوترِ بهشتی است که بر شاخسارانِ درختِ جاودانگی، آوای خوشِ وَرجاوَندی سر داده است و پاکان را بسوی الله و یکتاپرستان را به درگاهِ نزدیکِ خداوندِ بخشنده، بشارت می دهد. همو آگاهی می دهد به وارستگانِ از دنیا، از خبری که از سوی یکتاخدایِ شاهنشهِ عزیز و یگانه رسیده، و دوستداران خدای را به آستانِ مقدّسش و این نظرگاهِ روشن رهنمون می گردد: بگو: حقّا که این، همان برترین نظرگاه است که در کتابهای رسولان خدا، وعده و نوشته شده بود که به آن، حق از باطل جدا شود و زودا که هر امری، به حکمتِ آن حکیم، مشخص گردد. و بگو: این همان درختِ روح است که میوه های ایزدِ بزرگِ نیرومند و بلندمرتبه را به بار می آوَرَد. هان تو ای احمد! تو شاهد باش که اوست یکتاخدا و خدایی جز او نیست که پادشَهی است فراگیر و گرانقدر و نیرومند. همان خداوندِ یکتایی که آنکه علی [حضرت باب، سید علیمحمد] نام داشت، فرستاد و او حق است و از جانب خداوندگار، که ما همگی فرمانش را فرمان می بریم. بگو: ای مردمان! حدود الله را پیروی کنید که در کتابِ بیان، از سوی پروردگارِ ...
چهل. «الله ابهی» ذکر «الله ابهی» - که اَبها خوانده می شود - مهم ترین و معمول ترین ذکر برای بهائیان عالَم است؛ هم اسم اعظم محسوب می شود، هم نیایش 95 باره ی روزانه است و هم درود و سلام و تکبیر ویژه در میان بهائیان است. هم اشاره به نام مبارک حضرت بهاءالله، پیامبر این دوران دارد و هم بنیانگزار این ذکر، حضرت باب بوده است و هم توحیدِ خالص آیین بهائی، نسبت به الله یگانه و برتر را نشان می دهد. اما در اینجا، ذکر نکته ای تازه و افزون بر همه ی اینها، شاید خالی از لطف نباشد: واژه ی «ابهی» در رسم الخط فارسی و عربی با چهار حرف «الف – ب – ه – ی» نوشته می شود که این چهار حرف، شامل دو حرفِ آغازینِ الفبا، یعنی «الف – ب» و دو حرفِ واپسینِ الفبا، یعنی «ه – ی» می شود! این می تواند اشاره به این باشد که برترین نام الهی - یعنی «اَبهی» - نه تنها سراسر حروف الفبا از ابتدا تا انتها را در برمی گیرد، بلکه به اول و آخر بودن خداوند در هر موضوعی نیز اشاره دارد. همچنین باید افزود که دو حرفِ آغاز و دو حرف پایان الفبا، ایهامی ظریف از دو اول و دو آخر در عصر ما دارد که می تواند اشاره ای به...
سی و هفت. در همه ی ادیان، اعداد ، مهم و تأثیرگذار بوده اند، چه از جنبه های رمزآمیزِ معنوی و چه به دلایل نمادین و اتحادبخشی پیروان و حتی در نوعی اعلام موجودیت برای تبلیغ اجتماعی. بطور مثال عدد هفت در آیین زرتشت، عدد سه در آیین مسیح و عدد هشت در آیین اسلام و... چنین اند ستاره های نمادینِ هر آیین که جهت و تعداد پرّه های آنان، نشان از آیین و معنای ویژه ای دارند: از این جمله اند ستاره ی شش پَر یا ستاره داوود در آیین یهود؛ ستاره ی هشت پَر برای اسلام؛ ستاره ی چهار پَر یا گردونه ی مِهر ایرانی؛ و یا ستاره ی دوازده پَر یا گل هخامنشی که نمادی سلطنتی در ایران باستان بوده است. در آیین بابی و بهایی نیز ستاره ها و نمادها و اعدادِ ویژه، هر یک نقش مهمی از نظر نمادشناسی برعهده دارند؛ نقشی که نه از سوی پیروان و بِدعتاً ایجاد و بازساخته شده باشد بلکه از هزاره ها پیش تر، بصورتی رمزآگین، در موردِ این آیینِ نازنین، وعده داده شده و اینک پیش روی چشم همگان و بطوری زنده و عیان قرار دارد. در ادامه ی این مجموعه یادداشت ها، یک به یک این نشانه ها و اعداد را در «امر بهایی» بررسی خواهیم کرد... کد ...
نظرات
ارسال یک نظر